محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
180
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
و به مدينه هيچ خانه اى نبود كه اندر او تعزيت نبود . يك روز زنان مىگذشتند گريان . پيغمبر گفت : اينان كه اند ؟ گفتند زنان انصار ، و بر كشتگان احد گرياناند . پيغمبر بگريست و گفت حمزهء مرا كس نيست كه بگريد . زنان از بهر حمزه نيز بگريستند . و بعد از آن به هر نوحه اى نخست حمزه را گريستندى . و تا امروز اين رسم مانده است كه هر كجا كه گريند نخست نام حمزه برند . و مردمان اختلاف كردند به كشتگان احد كه از مسلمانان چند كشته شدند . محمّد بن جرير گويد هفتاد تن كشته شدند به عدد آن كافران كه در بدر كشته شده بودند . و مفسّران گويند به تفسير اين آيت * ( أَوَلَمَّا أَصابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْها . 3 : 165 ) * يعنى به بدر مىگويد كه هر مصيبت كه شما را رسيد از احد ، مر ايشان را رسيد به بدر دو چندان . پس اكنون بدين آيت واجب كند كه كشتگان احد نيم چندان بدر بودند . و چون از كافران هفتاد تن كشته شده بودند اينجا بايد كه سى و پنج تن كشته شده باشند . محمّد بن اسحاق صاحب المغازى هم آن گفته است كه محمّد بن جرير گفته است كه هفتاد تن بودند به بدر كشته ، و هفتاد اسير گرفته بودند . و اين آيت را تفسير چنين است كه ايشان هفتاد تن كشتند و هيچ اسير نگرفته بودند تا مصيبت ايشان دو چندان شما باشد كه مسلمانانيد ، و هو اعلم .